تبليغاتX
يادداشت های يک کچل

يادداشت های يک کچل

من و مریم


من و مریم

 

 


ماجرا به خیلی سال پیش بر می­گرده! به زمانی که من می­رفتم مهد کودک!! توی اون دوران که توی این عکس می­بینید، من با یک نفر دوست شدم که اسمش مریم بود!!! بله درست شنیدی!! توی دوران جنگ تحمیلی که من می­رفتم مهد، استکبار جهانی به من یورش آورد و من تحت تاثیر تهاجم فرهنگی قرار گرفتم و با نامحرم!! دوست شدم! (آقای پلیس اون موقع هنوز اختراع نشده بود!)

جدای از شوخی!

اولین کسی که توی زندگیم وارد شد و دوستش داشتم و اونم من رو دوست داشت اسمش مریم بود. شاید باورت نشه، ولی از این مریم هیچ خاطره­ای ندارم به جز روز آخر، لحظه خداحافظی! روزی که از فرداش نباید دیگه به مهد می­رفتم و 1 سال خونه­نشین می­شدم! (آخه اون سالها هنوز آمادگی اجباری نبود! بچه 6 ساله هم نه می­تونست به مهد بره و نه به دبستان!). اون روز رو هنوز به خاطر دارم، روزی که به زور ما رو از هم جدا کردن، روزی که روز آخر بود. هرچند که بعدش دیگه همدیگر رو فراموش کردیم و اگه نبود عکس یادگاری روزهای آخر، شاید هیچگاه به یادش نمی­افتادم. مریمی که الان نمی­دونم کجاست، چیکار می­کنه و  آیا اصلا یادش می­آد که یه دوستی داشت به اسم علی؟؟؟؟

شاید تقصیر مریم-که حتی فامیلیشو هم نمی­دونم- است که من به این اسم حساسیت پیدا کردم! آدمهایی که به این نام وارد زندگیم شدن، روزهای خیلی خوبی رو باهاشون سپری کردم ولی رفتند! و من خاطرات خودشون و فراموش کردم ولی رفتنشون برام پایداره!!

شاید تقصیر مریم بود که من مریم­های زندگیم رو دوست داشتم ولی زندگی ما رو از هم جدا کرد!

شاید تقصیر مریم بود که من مریم­های زندگیم رو فراموش نکردم!

شاید تقصیر مریم بود که من مریم رو دوست دارم! (گل مریم!!)

شاید تقصیر مریم بود که من به مریم گفتم تو!! آخرین کسی هستی که من دوستش دارم!

شاید تقصیر مریم بود که من مریم رو دوست دارم!

شاید تقصیر مریم بود که من باید رفتن مریم رو بپذیرم و به دنبال زندگیم برم!!

شاید تقصیر مریم بود که من به وفای مریم اعتماد ندارم و منتظر رفتنشم!!

شاید تقصیر مریم بود که من .........

پ.ن: دیشب یوسف زنگ زد و بعد از کلی سلام و احوال­پرسی گفت، علی دیگه تنها نباش! 1 دختری رو برات پیدا کردم خدااااااااااااا! خوشگل، مایه دار، ....... و کلی ازش تعریف کرد. پرسیدم اسمش چیه؟؟ گفت مریم!!!

 

پ.ن: دارم دنبال عکسش می گردم! تا اون موقع نظر ندین!!! و فکر هم نکنید!!!

پ.ن: ممنون خاتون خاله که انقدر حرف گوش کنی!!!

 پ.ن: اگه گفتین من کدومم؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 21:12  توسط کچل خیکی  | 

خستگی


خسته شدم از بس گفتم حوصله ام سر رفته و تو بهم خندیدی و گفتی خوشی زده زیر دلت!!!

خسته شدم از بس گفتم حوصله ام سر رفته و تو بهم خندیدی و گفتی برو بابا خل شدی!!!

خسته شدم از بس گفتم حوصله ام سر رفته و تو بهم خندیدی و گفتی بیا بشین پایان نامه من و بنویس!!!

خسته شدم از بس گفتم حوصله ام سر رفته و تو بهم خندیدی و گفتی ...!!!

خسته شدم از بس اومدم نت و ایمیل دانشگاه و چک کردم و خبری نبود!!!

خسته شدم از بس اومدم سایت hattrick.org و تیمداری کردم!!!

خسته شدم از بس حوصله بیرون اومدن از خونه رو ندارم!!!

خسته شدم از بس تنهایی نشستم کنج خونه!!!

خسته شدم!

یاد شعر زیبای خواننده محبوب و مردمی، هنرمند ورزشکار "جوااااااااااااااااااااااااد یساری" افتادم!

خسته ام من، خسته ام من//// مثه مرغ بال و پر شکستههههههه ام من!!!!
اه من حتی از این آقا جواد هم خاطره دارم!!!

پارک لاله!

من و تو!

نیمکت!

پلیس!

فرار!

خنده!

...

...

خاطره!

دیروز به تو گفتم، کاشکی یک دوست داشتم که مثل خودم بود برای دوستام!


پ.ن: .............


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 0:15  توسط کچل خیکی  | 

همه رفتن!!!


همه رفتن کسی دور و برم نیست

چنین بی کس شدن در باورم نیست

اگر این آخر و این عاقبت بود
بجز افسوس هوایی در سرم نیست

همه رفتن کسی با ما نموندش
کسی خط دل ما رو نخوندش

همه رفتن ولی این دل ما رو
همونکه فکر نمیکردیم سوزندش


چه حاشا کرده این اندر نخواهش
چه آیا زنده ایم یا جون سپرده

چه حاشا صحبتی حرفی کلامی
چه جزو رفته هایی ما نمانده

عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دل سرده با ما

یه روز دورو ورم صدتا رفیق بود
ولی امروز ببین تنهای تنهام


خیال کردم که این گوشه کنارا
یکی داره هوای کار ما را

یکی غمگین میون دلسوز ما هست
نداره آرزو آزار ما رو

عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دل سرده با ما

یه روز دور و ورم صدتا رفیق بود
ولی امروز ببین تنهای تنهام

تنهای تنهام
تنهای تنهام
تنهای تنهام

مسعود فردمنش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 13:2  توسط کچل خیکی  | 

فقط ............


فقط می تونم بگم

خدایا شکرت!!!!


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 1:1  توسط کچل خیکی  | 

یا حسین


سلام خدا بر تو ای حسین

ای سرور آزادگان جهان

سلام بر تو و یاران باوفایت


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 0:29  توسط کچل خیکی  | 

سلام

سلام به همه دوستان عزیزززززززززززززز

شرمنده ام که یک مدت نبودم و اینا، البته خودتون که می دونید برای چشم عمل­شذه کار با کامپیوتر ممنوعه!!! الانم قاچاقکی اومدم!

اون ایده داستانی که گفته بودم و مثل چندتای دیگه به باد گفتم (جون نوشتنش فعلا در توانم نسیت، دپرس می­شم!!)

امروز بهت گفتم که دارم یک تحقیق علمی انجام می­دم و تو بهم خندیدی!!! ولی به کوری چشم دشمنان اسلام (لیزیک نکرده هاش!!) به دانستنی­های سودمندی پیرامون مگس دست یازیدم!!! (از شب یلدا، شروع کردم به خوندن شاهنامه(بعد از بوسیدن یلدا البته!) خیلی حال میده اگه میتونی حتما اینکارو بکن!! جو اون گرفتتم!!)

ماجرا از این قراره که شبها پنجره اتاقم رو باز می­کنم و از این هوای سرد زمستونی لذت می­برم!! ولی پریشب هوا خیلی سرد بود و منم طافت نیاوردم و بعد از 5 ثانیه پنجره بو بستم؛ از قضا خرمگسی که شانسش به من رفته بود، تو این مدت به امید هوای تازه از این فضا وارد شده و با بستن پنجره، بین شیشه و توری گیر کرده بود!! (هنوز خورم نمی دونم که این بیچاره از کچا پیداش شده بود؟؟) خلاصه سرتو درد نیارم منم دیدم که ایول!! الان میتونم به این سوالم که چرا هر وقت که بعد از 1 هفته به دماوند می رم و با لاشه زنبورها و مگسها روی طاقچه پشت پنجره مواجه می شم، دست یابم!!! برای همین، ناجوانمردانه این حشره رو برای مقاصد ضدبشری مورد استفاده قرار دادم و جنایت هولناکی رو مرتکب شدم!! (جو تماشای تلوزیون جمهوری باریکه غزه گرفت یهو!!) واسه همین این بدبخت رو نکشتم و به حال خودش ولش کردم. تا اینکه امروز به اون چه که می­خواستم رسیدم!! بدن نیمه جونش افتاده بود تو برکه برگه پرپرش کرد حالا ..... ماهیا اشک میریزن هق هق تو برکه!!! نه ببخشید افتاد کف پایه توری! منم تندی دست بکار شدم و این مگس نیمه جون رو در آوردم و نگاهش کردم . فهمیدم به علت کم تحرکی و بی غذایی دوتا دست جلویش قدرت تحمل این حشره رو نداره و هر جقدر که با پاهی عقبیش در حفظ تعادلش سعی می گنه موفق نمی شه و یک.ری می شه!! به همین دلیل سنگینی وزنش موجب مرگ تدریحیش می شه!!

البته امروز متوجه شدم که مگس بالهای بسیار بسیار زیبایی داره!!

برای کسب اطلاعات بیشتر رفتم اینترنت و به جستجو پرداختم!! (قردوسی! ولم کن!!!) و به مطلب جالبی رسیدم که در پست پائینی براتون گذاشتم.

پ.ن 1: امان از بیکاری

پ.ن 2: امان از بیکاری که به تماشای تلوزیون ختم می شه

پ.ن 3: بچه تو که جنبه نداری ....

پ.ن 4: خوانش شاهنامه و همچنین "از آفرینش تا یزدگرد، سیروس کریمی بختیاری،انتشارات آفتاب هنر" رو به شما پیشنهاد می نمایم!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 22:25  توسط کچل خیکی  | 

حقايق جديد درباره مگس






نويسنده : عبد الدائم الكحيل

برگردان: سمية تاج الدين

سالها پیش یکی از ملحدان گفته است که ای مسلمانان چگونه راست می پندارید مگسی که بیماریها را حمل می کند در آن شفا باشد؟ این مسئله غیر منطقی است و انسان عاقل آنرا نمی پذیرد.

حقیقت این است که در آن زمان نمی دانستم چگونه به او پاسخ گویم. چرا که سرشت ملحد سرشتی مادی است که به عالم غیب ایمان نمی آورد، بلکه دلایل مادی ملموس می خواهد . او تجاربی را که مسلمانان به دست آورده اند، نمی داند. بنابراین چاره ای نیست که حقایق جدید درباره مگس را که غربیها آنرا به دست آورده و کشف کرده اند، بیان کنیم.

کسب تجربه از اوایل قرن بیستم جهت استفاده از پادزهر حشرات آغاز شد . خانم دکتر "جوآن کلارک" در استرالیا از غربیهایی بود که به این مسئله اهتمام ورزید و در اثر تجربه فهمید که در سطح خارجی مگس پادزهر وجود دارد که برخی از امراض و بیماریها را معالجه می کند، بنابراین اذعان داشت  که در مگس شفا وجود دارد.

هر کسی در این زمینه نظری ارائه کرد. اما کسب تجربه همچنان ادامه داشت تا اینکه تعدادی از اندیشمندان بحثهایی در این زمینه مطرح کردند و فهمیدند که مگسی که بیشتر بیماریها را حمل می کند، بیشترین پادزهر را که منجر به شفای بیماریها می شود، نیز حمل می کند؛ به گونه ای که ناقل امراضی که حمل می کند، نیست.

وجود این مسئله امری منطقی است، زیرا مگس باکتریهای مضر زیادی در جسمش حمل می کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد؛ بنابراین باید که مواد ضد این باکتریها را نیز حمل کند و این مواد را که خداوند افزایش داده برای این است تا برخورد با ویروسها و بیماریها با او جلوگیری کند.

محققان می گویند: مگس انواع زیادی از باکتری، ویروسها و میکروبهای بیماری زا را حمل می کند، اما همزمان در سطح جسمش مواد ضد این میکروبها را نیز حمل می کند . بهترین شیوه برای آزادسازی پادزهر از مگس فروبردن آن در مایعات است. این کشف جدیدی است که محققان را متحیر کرده و هرگز توقع نداشتند که بیماری و دارو را در یک مخلوق و آن هم در مگس بیابند و سؤال این است: آیا این همان چیزی نیست که نبی اعظم (صلی الله عليه وسلم) قرنها پیش بیان کرده بود؟

محققان به صورت ناگهانی دریافتند که بهترین شیوه برای آزاد سازی این مواد یا همان پادزهرها فروبردن مگس در مایع است. زیرا پادزهرها بر سطح خارجی جسم مگس و بالهایش وجود دارد.

البته این اطلاعات طی سالهای اخیر مطرح شد و هنگامی که محققان غرب از آن صحبت می کردند آنرا بسیار عجیب می دانستند و از آن شگفت زده می شدند. زیرا برای آنها اطلاعات جدید و غریبی به شمار می رفت.

امروز پزشکان روسیه تلاش می کنند تا درمان جدید با مگس را توسعه دهند؛ زیرا دریافتند که مگس حاوی مواد زیادی است که بیشتر از داروهای سنتی و قدیمی به شفا و درمان بیماریها کمک می کند . آنها می گویند که این درمان جدید در دنیای پزشکی انقلابی به پا خواهد کرد.

بنابراین ما دو حقیقت علمی داریم:

1- سطح خارجی مگس حاوی پادزهرهایی است که میکروبها و ویروسها را از بین می برد.

2-بهترین شیوه برای آزادسازی این پادزهرها فروبردن مگس در مایعات است. 

در حدیثی از حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم)، این دو حقیقت مطرح شده است: (إذا وقع الذباب في شراب أحدكم فليغمسه ثم لينزعه، فإن في أحد جناحيه داء وفي الآخر شفاء)" هنگامی که مگسی در نوشیدنی یکی از شما افتاد، آنرا در آب فروبرید سپس از آن نوشیدنی استفاده کنید؛ زیرا در یکی از بالهای مگس درد و در دیگری درمان است. "

این حدیث شریف نبوی برای این است تا غذایی که در آن مگس افتاده را هدر ندهیم، کافی است که آنرا در آب فرو بریم تا مواد ضد میکروبها آزاد شود. اما بیشتر ملحدان از این حدیث نه تنها تعجب کردند بلکه آنرا که از نبی رحمت (صلی الله عليه وسلم) نقل شده، مورد تمسخر قرار دادند. اما ما امروز می بینیم که محققان بی آنکه بدانند کلام  حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم) را تکرار می کنند.

پروفسور جان الوارز براوو از دانشگاه توکیو می گوید: چیزهای دیگری وجود دارد که انسان قبول کند در مگس شفا وجود دارد. بنابراین به زودی خواهیم دید که درمانی موفق برای بیشتر بیماریها از مگس استخراج می شود.

همچنین برخی از محققان ایالات متحده آمریکا تلاش می کنند تا راه جدید شفا در استفاده از مگس بیابند و تأکید می کنند که درمان با مگس امری مقبول و علمی در آینده ای نزدیک است .

حشره شناسان در دیگر بررسی های خود تشابه زیاد میان قلب مگس و قلب انسان را مورد تأکید قرار دادند. آنها سعی می کنند تا امراض قلبی پیران را با استفاده از مگس درمان و برطرف کنند. این یعنی اینکه درمان بیماریهای قلبی نیز در مگس وجود دارد

 

طی چند ماه محققان دانشگاه آبرن به وجود پروتئینی در بزاق مگس پی برده اند . این پروتئین ممکن است که التیام زخمها و شکافهای پوستی مزمن را تسریع کند.

و طی چند وقت محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند: برای اولین بار است که کشف کرده اند ماده ای در مگس وجود دارد که سیستم دفاعی بدن انسان را تقویت می کند.

خانم کلارک می گوید: " ما درباره پادزهرها در جایی صحبت می کنیم که هیچ کس پیش از این توقع نداشته است." اما این محقق و محققان دیگر سخنان حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم) را درباره شفا در بالهای مگس که بیش از 1400 سال پیش گفته بود را فراموش کرده اند.

به جای اینکه شخص از دقت تعبیر نبی گرامی (صلی الله عليه وسلم) تعجب کند، از وجود شفا در بالهای مگس و شیوه آزادسازی این مواد، یعنی چگونگی به دست آوردن پادزهر در فرو بردن مگس در آب تعجب می کند. این اطلاعات چند سال پیش کشف شده؛ اما این حدیت شاهد صدق و راستی حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم) و در پاسخ به ادعای کسانی است که احادیث مصطفی (صلی الله عليه وسلم) را مملو از اساطیر و افسانه می خوانند . چرا که هر کلمه ای که با آن سخن گفت کلامی حق از جانب خداوند بلند مرتبه بوده است.

پایان: ای دوست ملحد من آیا با این حقایقی که بیان شد، حقایق محققانی که نمی توان تجارب و اکتشافات آنها را انکار کرد، قانع شدی؟ آیا قلبت برای دریافت پیام حق خاشع شد؟ آیا نظرت را درباره دین اسلام تغییر دادی؟

از خداوند بلندمرتبه می خواهیم که ما را هدایت کند و علمی نافع روزی دهد و از آن هر مطلعی نفع برد . پروردگار من شنونده دعاء است.

http://www.55a.net/firas/arabic/?page=show_det&id=1252&select_page=5

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

1 Danny Kingsley , The new buzz on antibiotics, www.abc.net.au,  1 October 2002.

2- Fruit Flies May Pave Way To New Treatments For Age-related Heart Disease, Burnham Institute, 2007.

3- The ointment in the fly: antibiotics, The Economist, December 3, 1994.

4- Protein in Fly Saliva Speeds Healing of Incisions, Wounds, Auburn University, 23 Jan 2005.

5- Fruit Fly Insight Could Lead To New Vaccines, Stanford University, March 11, 2007.

6- The fly effect: Russian scientists invent new medicine with the help of flies, St. Petersburg State University, 2006

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 21:26  توسط کچل خیکی  |