دلم برای خودم تنگ شده٬ نه اشتباه نکن!
این بار دیگه بخاطر اینکه چرا فلان کس که کلی براش زحمت کشیدم وکارایی رو براش کردم که هیچ احمق دیگه ای نمی کرد٬ اومده یکسری اراجیف تحویلم داده ناراحت نیستم!
این بار دیگه بخاطر اینکه چرا باز یکی از دوستام داره می ره و من تنها می مونم ناراحت نیستم!
این بار دیگه بخاطر اینکه چرا کسی نیست که دوستش داشته باشم ناراحت نیستم!
این بار واسه خودم ناراحتم!
تا حالا می دونستم که انقدر خودخواه هستم که خودم رو بیشتر از هز کسی دوست داشته باشم ولی الان دیگه حتی خودم رو هم دوست ندارم!
با خودم غریبه شدم٬ یه نفر که نمی دونم کیه؟ چی می خواد؟ چیکار می خواد بکنه و کجا می خواد بره؟
متاسفانه قبلا خوشحال بودم که اگه به کسی دروغ نمی گم برای خودم هم هیچ وقت خالی نمی بندم ولی الان تنها کسی که بهش دروغ می گم خودمم!
می خوای خلاصت کنم؟ آره از اسمم خجالت می کشم! شاید جو شب قدر و شهادت امام علی (ع) منو گرفته! ولی حداقل خدا رو شکر می کنم که این شب هست که من یک ذره به خودم فکر کنم به اینکه چیکار می خوام بکنم و چیکار باید بکنم!
قبلا به شوخی می گفتم که در ماه مبارک رمضان٬ خدا درهای جهنم را به روس بندگانش می بندد و هیچ گناهی را به حساب آنها نمی نویسد! پس آدم یک ماه فرصت داره مه هرچی می خواد گناه بکنه به شرطی که ۱۱ ماه ذیگه دست از پا خطا نکنه! ولی الان همه ۱۲ ماه سال برام شده یکجور: گناه و گناه و گناه!
دیشب یه نفر یه پیغامی برام فرستاده بود: " پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند : «برای استجابت دعا با عضوی دعا کنید که معصوم باشد»؛ اصحاب ناراحت شدند و گفتند: یا رسول الله ما که عضو معصومی نداریم چه ؟ مایی که با همه اعضایمان گناه کرده ایم دعایمان استجابت نمی شود؟ حضرت حضرت فرمودند: «زبان هر کدامتان برای دیگری معصوم است، چون هیچکدام با زبان دیگری گناه نکرده اید؛ پس برای یکدیگر دعا کنید تا مستجاب شود.» "
- الان شعر "من بنده عاصیم رضای تو کجاست /////// تاریک دلم نور و ضیای تو کجاست
مارا تو بهشت اگر به طاعت بخشی ////// آن بیع بود لطف و عطای تو کجاست؟ " یادم افتاد البته مصراع آخرش نه!
ولی من فقط مصرع اولش رو دوست دارم نه سومی رو!
چون در کنار تو جهنم هم بهشته خدا جونم!
- توی این زمونه افتخار میکنم که مسلمونم!
نوشته شده در ساعت ۱:۱۳ توسط در پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران