تبليغاتX
يادداشت های يک کچل

يادداشت های يک کچل

خدایاااااااااااااااااااااااا

 

خدایا من فقط یک خواهش دارم

توی ترم جدید من فقط یک شنبه و سه شنبه می رم دانشگاه

بیا و بر سر من منت بذار و من این ۲تا .... رو نبینم!

عاجزانه التماست می کنم

می دونم توی زندگیم اشتباه کردم و متاسفانه دوتا آدمی که اصلا ارزش نداشتن رو دوست داشتم و قلبم رو بهشون دادم٬ احساسم رو و مهم تر از همه عشقم رو!

الان نمی خوام ببینمشون

آدم هایی که حتی ارزش تف کردن توی صورتشون رو هم ندارن!

خدایا عاجزانه ازت می خوام!

 ۳ سال تحمل کردم

همه بی حرمتی ها و حرفهایی که پشت سرم زدن رو شنیدم و به روم نیاوردم

ولی دیگه نمی تونم

دیگه خسته شدم!

من فقط ۳ ماه ازت فرصت می خوام!

فقط همین!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 22:31  توسط کچل خیکی  | 

ش.

 

رو به روی من و چشمات٬ انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه٬ فرصت بوسه چه داغه

آینه های مهربونی٬ تو به تو تا بی نهایت
شونه هامون جای قصه٬ سرامون گرم رفاقت

کاشکی چشمات مال من بود٬ با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری٬ با یه چشمک ، یه بهونه

کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

روبه روی من و چشمات٬ اتفاقی پا به ماهه
چشمای تو سهم عشقه٬ چشمایی که سر پناهه

بوی عطر پیرهن تو٬ برد هوش از عطر شب بو
به نگاه تو حسود٬ چشمای قشنگ آهو

کاشکی چشمات مال من بود٬ با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری٬ با یه چشمک ، یه بهونه

کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

سمت و سوی وسعت تو٬ سمت و سوی آسمونه
حرف بارون با تنت نیست٬ حرف تو رنگین کمونه

داشتن تو یه قراره٬ بین قلب من و دریا
شور شعر و شوق شعری٬ دیدنت وقت تماشا

کاشکی چشمات مال من بود٬ با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری٬ با یه چشمک ، یه بهونه

کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:27  توسط کچل خیکی  | 

تست استرس

 

قبل از اینکه به عکس نگاه کنید توضیحات را به طور کامل بخوانید.

عکس زیر حاوی 2 دلفین کاملا متشابه می باشد که در مطالعات روی سطوح استرس در بیمارستان St. Mary استفاده می شود.

به هر دو دلفین که از آب بیرون پریده اند نگاه کنید. هر دو دلفین کاملا شبیه یکدیگر هستند. یک مطالعه دقیق نشان داده که علارغم اینکه هر دو دلفین شبیه یکدیگر هستند شخصی که استرس دارد اختلافاتی را بین آنها پیدا خواهد کرد.

هر چه فرد اختلافات بیشتری را بین این دو دلفین پیدا کند تحت استرس بیشتری قرار دارد

اکنون به عکس در ادامه مطلب نگاه کنید و اگر شما بیش از 2 اختلاف بین دو دلفین پیدا کردید نیاز به مرخصی دارید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 14:45  توسط کچل خیکی  | 

همینه!

 

 

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 17:58  توسط کچل خیکی  | 

و باز

 

باز هم یک نگاه

باز هم یک سلام

باز هم زل زدن های عاشقانه

باز هم بازی کودکانه قایم باشک

باز هم من چشم می ذارم

باز هم تو قایم می شی

باز هم من چشم می ذارم

اما این دفعه تو یکی دیگه رو پیدا می کنی

اینجاست که می گن!

 دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين (دکتر شریعتی!)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 17:49  توسط کچل خیکی  | 

حافظه

 

نمی دونم چرا خسرو نمره ها رو نمی ده!

من یادم می آد که می خواستم یک پستی بنویسم که هدی باهام کلی دعوا می کرد که اینا چیه نوشتی و بعدش هم باهام قهر می کرد!

اما یادم نمی آد که چی می خواستم بنویسم

حالا به نظرم برای خالی نبودن عریضه بهتره با هدی قهر کنم نه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 12:27  توسط کچل خیکی  | 

رسانه

 

دیشب اخبار اعلام کرد که اینترنت رسانه به نصف قیمت تقلیل یافت!

راستی آدم باید سیاست داشته باشه و از اینترنت مفت دانشگاه و پژوهشگاه برای کارهای ۱۰۰٪ علمی وبلاگ نویسی استفاده کنه!

-فقط باید خیلی مراقب باشه تا یک دفعه خسرو پشت سرش پیدا نشه!-

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 10:5  توسط کچل خیکی  | 

حوصله

 

بابا ملت چقدر حوصله دارند و خودشون رو تحویل می گیرن!

بابا به من چی کار داری؟

برو با زیدت خوش باش پسرم!

تو من رو نمی شناسی و من هم علاقه ای به شناختت ندارم! (نگفتم دیدنت چون کوچولویی ناراحت می شی اون وقت عذاب وجدان می گیرم!)

برو بابا جون از زندگیت لذت ببر که من هیچ وقت اسرار دوستام رو به کسی نمی گم چه برسه به زیدان!

راستی با کلفت کلفت گفتن ..... نمی شی! (تو مایه های با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه) بهتره عاقل باشی پسرم! به مریم هم سلام برسون و دیگه انقدر خودت رو تحویل نگیر!

آفرین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 17:58  توسط کچل خیکی  | 

يارو!

 

قبلا کلی چیز اینجا نوشتم

یه کچل خیکی بی تربیت پر روی کپل چاق! باهام دعوا کرد که نباید حساسیت نشون بدی

منم پاکش کردم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:41  توسط کچل خیکی  | 

خلاقیت!

 

چقدر خلاقیت ما زیاده!

خیلی زحمت کشیده و اسمش رو گذاشته کچل کلفت kachal kolfat!  و اومده کلی نظر داده!

بابا یه ذره خلاقیت داشته باشید!

واقعا یکی نیست که یک پیک شادی باشه؟؟؟؟

پ. ن.۱: آدرس وبلاگم رو به دکتر ایمانی هم دادم! ( ادامه اعتماد به نفس! )

پ. ن.۲: خواهشا اونایی که ادعای باحالی دارند و می آن نظر میدن! درست و شناخته شده نظر بدن وگرنه من هیچ مسئولیتی بر عهده نمی گیرم!

پ. ن.۳: من نظر خصوصیم و عمومی نکردم به جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون ......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 23:1  توسط کچل خیکی  | 

دفتر پیک

 

چرا من دیگه نظر خصوصی ندارم؟

من پیک می خوام! اونم پیک شادی!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 13:32  توسط کچل خیکی  | 

بدون شرح!

 

آيا اعتماد به نفس داريد؟

دوست گرامی، شما از اين تست خودشناسی 39 امتياز کسب کرده ايد.

در ادامه نتايج مختلفی بر حسب دامنه امتيازات کسب شده ارايه شده که شما با مقايسه امتياز خود می توانید نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.



بين‌ 35 تا 50 امتياز:
    خصوصيات‌ كلي‌: فردي‌ جسور، بي‌پروا، برون‌گرا، شاد، با نشاط، سرزنده‌، قابل‌ اعتماد ومطمئن‌
    شما سرشار از اعتماد به‌ نفس‌ هستيد و به‌توانايي‌هاي‌ خودتان‌ تقريبا در انجام‌ همه‌ كارهااعتقاد كامل‌ داريد.
    فقط بايد مراقب‌ اطمينان‌ بي‌جهت‌ خودتان‌باشيد، چرا كه‌ موفقيت‌ و پيشرفت‌ مستلزم‌سخت‌ كوشي‌ و پشتكار زيادي‌ است‌ و به‌ صرف‌اين‌ كه‌ شما انتظار آن‌ را داريد، رخ‌ نمي‌دهد.
    هم‌ چنين‌، از آنجايي‌ كه‌ در پيشروي‌ به‌ شدت‌بي‌پروا عمل‌ مي‌كنيد، ممكن‌ است‌ افراد زيادي‌شما را شخصي‌ پر رو، عجول‌ و جسور يا از خودراضي‌ تلقي‌ كنند و مشتاقانه‌، به‌ انتظار روزي‌بنشينند كه‌ از بالاي‌ آسمان‌ به‌ زمين‌ سقوط نماييد!
    
    بين‌ 16 تا 34 امتياز:
     خصوصيات‌ كلي‌: شخصي‌ مطمئن‌، مثبت‌،فهميده‌، با شعور، معقول‌ و آگاه‌
    امتياز شما به‌ خوبي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ شما دركل‌ فردي‌ مطمئن‌ و با اعتماد به‌ نفس‌ هستيد ونگرشي‌ مثبت‌ به‌ زندگي‌ داريد.
    از آنجايي‌ كه‌ بي‌جهت‌ به‌ خود اطمينان‌نداريد، به‌ احتمال‌ زياد بدون‌ اين‌ كه‌ در كسي‌احساس‌ حقارت‌ ايجاد كنيد، به‌ واسطه‌ دوستان‌و همكارانتان‌ معروف‌ و مشهور خواهيد شد!
    
    زير 16 امتياز:
    خصوصيات‌ كلي‌: فردي‌ فاقد اعتماد به‌ نفس‌،بدبين‌، كم‌ توقع‌ و درون‌ گرا
    به‌ نظر مي‌رسد نسبت‌ به‌ توانايي‌هايتان‌ ازاعتماد به‌ نفس‌ لازم‌ برخوردار نيستيد و دررابطه‌ با موفقيت‌ و پيشرفت‌ بيش‌ از حد كم‌ توقع‌و ملايم‌ عمل‌ مي‌كنيد!
    اگرچه‌ بسياري‌ از افراد، كم‌ توقع‌ بودن‌ وشكسته‌ نفسي‌ را تحسين‌ مي‌كنند، به‌ خصوص‌اگر بدانند كه‌ موفقيت‌هاي‌ زيادي‌ را از آن‌ خودكرده‌ايد ولي‌ اهميتي‌ به‌ آنها نمي‌دهيد. مع‌ هذا،بهتر است‌ به‌ ارزيابي‌ آنچه‌ بپردازيد كه‌ در زندگي‌كسب‌ كرده‌ايد، داراي‌ چه‌ استعدادهايي‌ هستيدو خودتان‌ را با افرادي‌ مقايسه‌ نماييد كه‌ به‌شدت‌ متكي‌ به‌ خود و با اعتماد به‌ نفس‌ به‌ نظرمي‌رسند.
    ممكن‌ است‌ به‌ واسطه‌ يك‌ چنين‌ ارزيابي‌ وتجزيه‌ و تحليلي‌ به‌ شدت‌ غافلگير شويد، ولي‌در عوض‌ بدين‌ ترتيب‌ مي‌توانيد در آينده‌ بيشتربه‌ توانايي‌هاي‌ خود معتقد گرديد و آنها را باوركنيد.

 
 


کليه حقوق متعلق به مجله راه زندگی است.
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر نام فارسی و نشانی سايت مجاز می باشد.


 

 http://4ir.ir/test/ravanshenasi.php

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 12:1  توسط کچل خیکی  | 

 

خودم رسما کم آوردم از این فوران اعتماد به نفس!

شاید بوی این اعتماد به نفس از سمت یونان و الهه های یونانی به مشام می رسه!

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 1:0  توسط کچل خیکی  | 

آخر اعتماد به نفس 2

 

به خاطر من می خونی یا من یا هیچکس دیگه

قدر چشام رو می دونی یا من یا هیچکس دیگه

 

به خاطر تو می شکنم یا تو یا هیچ کس دیگه

تو ازمن دل نمی کنی یا من یا هیچ کس دیگه

 

 به خاطر من برو به عشقمون تکیه نکن

بغضت بشکن آروم اگه میخوای گریه کن

 

به خاطرت می مونم تو خاطرت می مونم

خودت ستاره ام می شی من میشم آسمونت

 

به خاطر تو میام تو که برام میمیری

بیا و فریاد بزن حرفت رو پس می گیری

 

بی من نفس کم میاری یا من یا هیچ کس دیگه

می خوای بگی دیونه امی اینو همش دلت میگه

 

میذارم بگی دوست دارم یا من یا هیچکس دیگه

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 0:58  توسط کچل خیکی  | 

pyridin

 

تا حالا خوشحال بودم که زن نمی گیرم و راحتم و از زندگیم لذت می برم

ولی الان به لطف و مرحمت پیریدین باید بی خیال بچه هم بشم!

پانویس: پیریدین ماده ای شیمیایی است که به عنوان حلال و در برخی موارد به عنوان فعال کننده گروه های الکترون گیرنده مورد استفاده قرار می گیرد. این ماده بوی بسیار تندی داشته و استنشاق آن در طولانی مدت موجب کمک به کنترل جمعیت بویژه در آقایان می شود. 

پا نویس ۲: خدا نظرات خصوصی را زیاد نمایاند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 18:0  توسط کچل خیکی  | 

آخر اعتماد به نفس

 

همه می گن من تو رو دوست ندارم
همشون پشت سر من بد می گن


نمی دونن من از آسمون می یام

خودشون اهل یه دنیای دیگن


همه می گن اسمش من با تو ام

توی قلب من یکم جا نداری


روی اسم من باید خط بکشی

 بری و چشمام رو تنها بزاری


همه می گن بی وفایی می کنم

به تو هم میگن داری محبت رو
از چشای من گدایی می کنی

اونا از چشای من بی خبرن
نمی دونن که نگام نفس داره

اونا غافلن که چشمه روشنم
توی نور ماه نقره دست داره

همه می خوان که ازم دست بکشی
همشون به هت میگن دیوونه ای

نمی دونن من بهونه تو ام
معنی شعرهای عاشقونه ام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 16:51  توسط کچل خیکی  | 

w850i

 

زمانی که همه شماره های موبایلتو پاک کنی به این امید که توی گوشی جدیدت ریختی و شارژر گوشی جدیدت می سوزه و تو مجبوری که شماره هایی رو که حفظی رو بگیری و شماره های ناشناس رو کاملا کلی و مودبانه جواب بدی اون موقع می فهمی که من چی کشیدم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 0:55  توسط کچل خیکی  | 

یا علی

 

 شاه مردان علي٬ نور يزدان علي٬ جان جانان علي                             يا علي

 

تاج هفت آسمان٬ بر زمين و زمان٬ حكم و فرمان علي                         يا علي

 

گوهر نه صدف٬ گشته طالع تو را٬ از  گريبان علي                                يا علي

 

خيمه سرمدي

 

تا ابد مست تو                                    مي پرستان علي 

 

اي شفيع همه روسياهان                     اي پناه دل بي پناهان علي

 

                         روح قرآن علي                  يا علي

 

مانده كشتي به گل٬ اي تو سكان علي٬

 

نيستان را رسان تا به هستان                                                        يا علي

 

                       تا به سامان  علي             يا علي

 

از طلب تا فنا٬ تا به ملك بقا٬ نور ايمان علي                                      یا علي

 

پاي بشكسته را فرصت گفت و گو٬ در نيستان علي                            يا علي

 

ياور بي كسان٬ يار گمگشتگان٬ در بيابان علي                                  يا علي

 

شد لبالب زخون٬ چون شفق سينه ام٬ اي تو درمان علي                   يا علي

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:8  توسط کچل خیکی  | 

به کی می گم؟ نمی دونم!

 

ای عزیزِ جانِ من، من برای مرگ خود یک بهانه می­خواهم. یک بهانهء پوچِ عاشقانه می­خواهم! از غمی که می­دانی با تو بودنم مرگ است؛ بی تو بودنم هرگز!

گر بهانه این باشد، من بهانه می­گیرم؛ عاشقانه می­میرم!

 

داشتم وسایلم را مرتب می­کردم که به دست نوشته های قدیمیم برخوردم. یک شعر از ستار بود که می­گفت:" با یه مشت خاطره های خوب و بد مگه می­شه تا ابد زندگی کرد؟ ......" آخرین جملاتی که نوشته بودم این جملات بالایی بودند! حالا از اون موقع خیلی وقته که گذشته ولی دیگه هیچ احساس عاشقانه ای ندارم! هیچی! کسی نیست که بخواهم براش عاشقانه بمیرم! از زندگیم راضیم خدا رو شکری چون به هیچ چیز و هیچ کس وابستگی ندارم! برای دلِ خودم زندگی می­کنم هرچند که خیلی تنهام!

ولی این مهمه که از زندگیم راضی ام! و صد البته برای زنده بودنم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:49  توسط کچل خیکی  | 

چند درس از درسهاي زندگي

 

درس اول:

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي»!

نتيجه اخلاقي: اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي  خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!


درس دوم:

يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!

نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي!


درس سوم:

يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه...
جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه...
بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن»!

نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!


درس چهارم:

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد!


درس پنجم:

من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!

نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:18  توسط کچل خیکی  | 

مطالب قدیمی‌تر