تبليغاتX
يادداشت های يک کچل

يادداشت های يک کچل

نمی دونم

 

زندگی خیلی مسخره است. آدم پول می ده فحش می شنوه!

احترام می ذاره بی احترامی می بینه

آخرش هم این منم که مقصرم که چرا به خر شاه گفتم یابو!!!!
اون وقت این آدم های به اصطلاح آدم هر چی که دلشون بخواد به آدم می گن!!! راستی امروز تصادف کردم آخه می خواستم بپیچم و به یه آقای خیلی محترم که اصلا عقده ای نبود گفتم یه ذره بره جلو و اون هم اصلا از جاش جم نخورد و بله تصادف صورت گرفت. درست درهمون جایی که دفعه قبلی با هم بودیم و زدم به موتوری!!! یادته؟ روز اولی که این ماشین و گرفتم و رفتیم ..... 

واقعا زندگی مسخره است!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:13  توسط کچل خیکی  | 

خسته نباشم!

 

می خواسنم ۱ عکسی رو آپلود کنم و بذارم توی وبم ولی گویا پیداش نکردم!!!!

عنوانش این بود

یک کچل معتاد!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:34  توسط کچل خیکی  | 

دوسش دارم فیلتر رو!!!

 

گویا من هم دارم می فیلترم!!!!!

به همه عزیزانی که صدای من رو می شنون سلام عرض می کنم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 23:49  توسط کچل خیکی  | 

کما 2

 

دورم از تو، اما با تو، لحظه­ها رو زنده هستم

باز از تو، پُرم از تو، واسه تو رؤیای خسته­ام

خوبِ دیروز، با تو هر روز، از تو با خدا می خونم

تو خیالِت، توی حالِت، باز توی کما می­مونم

دورم از تو، اما با تو، لحظه­ها رو زنده هستم

باز از تو، پُرم از تو، واسه تو رویای خسته­ام

خوبِ دیروز، با تو هر روز، از تو با خدا می خونم

تو خیالِت، توی حالت، باز توی کما می مونم

تا وقتی کنارمی می­دونم، تا وقتی بهارمی می­تونم

دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمی­تونم

تا وقتی کنارمی می­دونم، تا وقتی بهارمی می­تونم

دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمی­تونم

 

دیگه نمی­تونم                                                       دیگه نمی­تونم

 

غربتِ لحظهء خسته، راهِ خنده هام رو بسته

کمرِ گیتار عشقم، زیرِ بارِ غم شکسته

شبِ یلدام ساکت و سرد، حسرتِ شب خالی از درد

تا که دق نکرده رؤیا، تو رو جونِ لحظه برگرد

غربت لحظهء خسته، راهِ خنده هام رو بسته

کمرِ گیتار عشقم، زیرِ بارِ غم شکسته

شبِ یلدام ساکت و سرد، حسرتِ شب خالی از درد

تا که دق نکرده رؤیا،  تو رو جون لحظه برگرد

 

           برگرد                                                                 برگرد

 

تا وقتی کنارمی می­دونم، تا وقتی بهارمی می­تونم

دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمی­تونم

تا وقتی کنارمی می­دونم، تا وقتی بهارمی می­تونم

دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمی­تونم

 

دیگه نمی­تونم                                                       دیگه نمی­تونم

 

تا وقتی کنارمی می­دونم، تا وقتی بهارمی می­تونم

دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمی­تونم

تا وقتی کنارمی می­دونم، تا وقتی بهارمی می­تونم

دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمی­تونم

 

دیگه نمی­تونم                                                       دیگه نمی­تونم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 23:40  توسط کچل خیکی  | 

پایان

 

دیگه داره تموم می­شه این سال قشنگِ 85!!! سالی که با بیدار موندن واسه زودتر  sms  زدن و تبریک عید گفتن به خاطر اولین نفر بودن توی تبریک گفتن شروع شد و به حالا انجامید!!!

سالی که 12 روز ازش نگذشته بود که ساعت 12 شب پیام کوتاه! اومد که «تولدت مبارک! امیدوارم خواب نباشی چون می­خواستم اولین کسی باشم که بهت تولدت رو تبریک می­گم!» سالی که توش خیلی اتفاق ها افتاد خیلی قرارها گذاشته شد و تو به هیچ کدومشون پای­بند نموندی حتی با کمالِ.... گفتی «من که این همه قول دادم و عمل نکردم این هم روش!!!» سالی که فقط به یک چیز رسید به پایان! سالی که فقط به این پای­بند موندی که یه روز گفتی «روزی که دفاع کنم روز پایانِ دوستی من و توِ» واسه همین اصلا نمی­خواستم توی دفاعت بشینم (بی حرمتی هایی که اون روز بهِم کردین به کنار!) چون نمی­خواستم تو هیچ وقت دفاع کنی! امسال تموم شد و خیلی چیزها با اون تموم شد. نه هنوز چند روز باقی مونده شاید سال تموم نشه!!!

 شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

خیلی زود می­گذره و فرصت­ها خیلی سریع از دست می­ره، یادته چند روز پیش بهت گفتم فرصت ها مثل ابر در گذرند و خوشا به حال کسانی که از آنها استفاده می­کنند.«امام علی(ع)»  حالا دوباره می­گم

 

 شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

خیلی زود می­گذره!!!!

راستی خونه­مون رو به­سازی کردیم!!! (خودم کم آوردم!)

توی این روزها من هم تصمیم گرفتم همین کار رو بکنم! به­سازی اینطوری انجام شد که بدون اینکه به ساختمون آسیبی برسه، دیوار و کف تعمیر شد و کلی با قبلش تغییر کرد به نحوی که چیزی از آثار گذشته روی اون باقی نموند!!! حتی توی فکر دیوارها!!! امسال تو خونه تکونی سالِ نو چیزی دور ریخته نشد!!!! بطور کل فراموش شد!!!!!

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

خیلی زود می­گذره!!!!

( قرار بود که چهارشنبه روزی بزنگی و قرار بذاری ولی وقتی که من بهت sms زدم گفتی ما هنوز کرجیم!!!!)

 

شنبه

1شنبه

2شنبه

3شنبه

خیلی زود می­گذره!!!!

 

پایان.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 23:40  توسط کچل خیکی  | 

1 اشتباه کوچولو

 

دیوار نگاری بزرگی از "بنكسی"، هنرمند معاصر اشتباهاً توسط یكی از شركت های پاك كردن دیوار نوشته ها ، با رنگ پوشیده شد.
این اثر ارزشمند هنری كه هفت متر و نیم طول داشت ‌و بر روی یكی از دیوارهای گاراژی در برستول طراحی شده بود با لایه ضخیمی از رنگ سیاه پوشیده شد.این دیوار نگاری از جمله آثار اولیه "بنكسی" به شمار می رفت مجموعه ای از رنگ های آبی بود و امضا هنری این هنرمند را نیز در خود داشت.
شورای شهر بریستول خواهان تحقیق در این باره شده است. این شورا دستور داده تمامی آثار "بنكسی" در این شهر حفظ شود.
"گری هاپكینز", یكی از اعضا شورای شهر بریستول گفت : ما از كمپانی نوردیك خواسته بودیم دیوار نوشته های اطراف اثر "بنكسی" را پاك كند، اما خود اثر "بنكسی" را پاك كرد.
كمپانی نوردیك و خود "بنكسی" هنوز در این باره اظهار نظر نكرده‌اند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 19:14  توسط کچل خیکی  | 

شرمنده

 من واقعا شرمنده ام. داشتم توی وبلاگ های به روز شده می گشتم تا بگم بیاین ما وب نویسا یه کاری در قبال این فیلم ۳۰۰ بکنیم این وبلاگ رو دیدم و واقعا شرمنده شدم!!!!

خدایا توبه!!!

ای .... تو این سرزمین رویایی!!! http://faridavare.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:0  توسط کچل خیکی  | 

آنتی 300

 

یه وبلاگی بود به نام http://parsall.persianblog.com که متاسفانه الان بسته شده این موضوع رو خانم درخشش نهایی نوشته بود و به خاطر اهمیت و زیبایی که داشت آوردم.

می دونم یه ذره زیاده ولی بخون خوبه!!!

آنچه از قرآن کريم و تعليمات برخی از اديان توحيدی به دست می آيد، اين است که: « پس ازاين که خداوند آدم را از خاک بيافريد و از روح خود در او دميد، آن چه را که نمی دانست توسط وحی و رسولان آن به او تعليم داد. » آدم، اولين متعلم است و خود شايد اولين معلم از نوع بشر باشد که فرزندانش را تعليم می دهد و آن ها هم نسلا بعد نسل اين وظيفه را به عهده دارند، ولی وظيفه تعليم، کاملا به بشر واگذار نمی گردد و خدا هر وقت لازم می دانست، تعليمات ديگر را به وسيله وحی به پيامبران برای هدايت بشر ابلاغ می کرد. از نظر اسناد و مدارک تاريخی و باستان شناسی، آثاری که از هزاران سال قبل به دست آمده و دانشمندان طبيعت گرا هم چنين نظری را با ترديد اظهار کرده اند که بشر بسياری از امور را به طور طبيعی و غريزی، که در واقع معلم طبيعت به او آموخته است، انجام می دهد و سپس آموزش به شکل غير رسمی از نزديکان به او منتقل می گردد. بنابراين کارهای ابتدايی و غريزی، خود به خود انجام می گيرد و امور جنبی آن ها هم ابتدا در اثر احتياج به وجود می آيد و سپس ديگران با تقليد، آن ها را فرا می گيرند. بعدها بشر احساس کرد برای آموزش احتياج به نظم و ترتيب خاصی دارد. بنابراين، پدران و بزرگ ترها ابتدا فرزندان را نزد خود تعليم می دهند و پس از گذشت هزاران سال کم کم مدرسه به شکل کنونی اش به وجود آمد که تکنولوژی پيشرفته زمان را به خدمت خود می گمارد و در راه رسيدن به هدف های آموزشی، از وسايل بسيار پيچيده علمی استفاده می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:48  توسط کچل خیکی  | 

انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!!

 

دست عمو درد نکنه با این همه تلاش بریا شناسایی ایران و فرهنگ ایرانی!!!

شاید خودش هم یکی از تهیه کننده ها باشه آخه خشایارشا اون موقع آدم نبود و فرهنگ نداشت چون نمی دونست انرژی یعنی چی؟ انرژی خورشیدی چیه؟ انرژی هسته ای چیه؟ انرژی گرفتن از گاز متان(فاضلاب) یعنی چی؟ دین هم که نداشت(حالا اسلام ظهور نکرده بود تقصیر خودشه می خواست ۱۰۰۰ سال بعدش به دنیا می اومد به ما چه!!) ایرانی بودنش هم تو سرش بخوره(خشی رو گفتم بابا)

حالا به افتخار این فیلم همه بلند می شیم و با مشت های گره کرده فریاد می زنیم :

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

كمپانی برادران وارنر با جعل واقعیت تاریخی در ساخت یك فیلم ضد ایرانی آن را كران می‌كند.
كمپانی برادران وارنر با جعل واقعیت تاریخی در ساخت یك فیلم ضد ایرانی آن را كران می‌كند.
این فیلم روایت جعلی جنگ خشایار شاه با شاه یونان، لئو نیداس، است.
در این فیلم ایرانیان مردمی خشن، وحشی و بدون هر نوع فرهنگ و تمدن نشان داده شده‌‌اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:20  توسط کچل خیکی  | 

.........

 

سر دو راهی موندم٬ هنوز نمی دونم چرا............. و چرا ..........

یادته می گفتی بیا تو چشم های هم نگاه کنیم و حرفی نزنیم؟ بیا یه بار دیگه این کار رو بکنیم

هرکی حرف زد باخته و باید بگه دوست دارم

هرکی بخنده باخته و باید بگه بابت همه این روزها من رو ببخش

آماده!

۳

۲

۱

..............

.............

...................

................

[علی] من می گم دوست دارم و من رو ببخش٬ این دفعه رو من بردم!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:6  توسط کچل خیکی  | 

خیلی مهم

سلام
 
به اطلاع همه دوستان می رسانم کمپاني برادران وارنر اخيرا فيلمي بنام 300 رو آماده اکران
 در سينماهاي هاليوود و سراسر دنيا کرده ...  موضوع اين فيلم چيه!؟ چندنفر يوناني در زمان
خشایار شاه به جنگ با 1 ميليون سرباز و لشگر ايراني ميرند که خب جالبه بود تمامي ايرانيان
 رو در اين فيلم موجودات وحشي و سياه با خصلت حيوان! نشون دادند من به عنوان کوچيکترين
ايراني از تمام شما در هر جاي دنيا ميخوام که به شديدترين لحن ممکن اعتراض خودتون رو به
اين کمپاني ، کارگردان و نويسنده اين فيلم اعلام کنيد
یادتون باشه اعتراضها به زبان انگلیسی باشه
 
اينم از سايت رسمي اين فيلم : http://300themovie.warnerbros.com
ايميل نويسنده رواني فيلم 300 : comments@howstuffwo.rksHydroForum
                          comments@howstuffwo.com
ايميل کمپاني وارنر : legal@wb.com
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 22:58  توسط کچل خیکی  | 

کچل!!

 

این منم یک دیوانه ی کچل!!!!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:58  توسط کچل خیکی  | 

احمقانه ترین سئولات رایانه

 

با اجازه دوست عزیزم علی رضا

http://p304u.blogfa.com/

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد

 

 

 

ابلهانه ترين سوالات كاربران كامپيوتر و اينترنت در انگلستان

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.

به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:17  توسط کچل خیکی  | 

يادداشت های يک کچل

 

همه چیزایی که امشب نوشتم فقط  یک چیز رو تو ذهنم زنده می­کنه اون هم تویی!!!

می­دونم که الکی الکی دارم خودم رو اذیت می­کنم و حتی اگه تو بیای هیچ اتفاق خاصی نمی­افته!! ولی این کاررو دوست دارم چون همه لذتش توی نرسیدنِ!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:39  توسط کچل خیکی  | 

این رو از تو گرفتم!

 

آن که تو را می­جوید

در جست­وجوی خویش است

هر آن­که از تو سخن می­گوید

از خالی­های درون خود حرف می­زند.

با خود گفت­وگو کن

همچون چشمه­ئی،

رود

ادامه راه توست.

                                                                   شمس لنگرودی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:36  توسط کچل خیکی  | 

شمس لنگرودی

شعر ها می­توانستم بنویسم

با قلبی

که آهوان سر بریده در آن می­تازند.

رویاهایم را به من بدهید

کاغذم

مدادم

جوانی انگشت­هایم،

و به من بگوئید

نامم را از چه جهت می­نویسند.

زندان شما

حروف الفبا را از یادم برده است.

 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:33  توسط کچل خیکی  | 

باز هم ناصریا!

 

من رو ببخش که ندیده می­گرفتم، التماسِ اون نگاهِ نگرون رو

                                     من رو ببخش که گرفتم جایِ دستِ عاشقِ تو، دستِ عشقِ دیگرون رو

لایقِ عشقِ بزرگِ تو نبودم خورشید بانو

                                    غافل از معجزهء تو شد وجودم اسیرِ جادو

من رو ببخش که درخشیدی و من چشمام رو بستم

                                    من رو بخشیدی و من چشمام رو بستم

من رو ببخش                    من رو ببخش                    من رو ببخش                    من رو ببخش

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم          

                                     که نیاوردی به روم هرجا دلت رو می­شکستم

من رو ببخش                    من رو ببخش                    من رو ببخش                    من رو ببخش

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:32  توسط کچل خیکی  | 

همینجوری

 

یک سئوال الان اومدم اسم وب ام رو عوض کنم و بذارم وقتی علی کچل بود  ولی دیدم فقط تو می فهمی یعنی چی و تو نمی فهمی!! همچنین تو و تو   واسه همین کمکم کنید یا لا اقل اون دوگوله رو کار بندازین و یه اسمی بگید!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 0:32  توسط کچل خیکی  | 

اتل, متل, توتوله!


وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبني بر مميزي شديد و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان, جوابيهاي بدين شرح صادر نمود:


شعر فوق بنابه دلايل زير, قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد:

 
۲- ترويج فحشا: واژه توتوله با يک کلمه بسيار زشت همقافيه و هموزن است !

 
۵- نشر اکاذيب: شاعر ميگويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف ميزند. گاوي که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر ميکنند؟!


۶- بي‌توجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هستهاي کشورمان بارها نامردي کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان, آن را به برادرانمان در ونزوئلا, فلسطين و لبنان تقديم کند!

 
۷- اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکي روي آن (عمقزي), باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملي ميشود.


۸- تشويق به بي‌حجابي: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب ميشود, مصداق ترويج بدحجابي است.


عليرغم تمامي ايرادات وارده, از آنجاييکه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتي اندک صادر کنيم:


همچنين به اطلاع شاعران و مولفان عزيز ميرساند که با دريافت مبلغي مختصر, آثار شما را قابل چاپ مينماييم.


با تشکر: وزارت فرهنگ و ارشاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 9:51  توسط کچل خیکی  | 

لطفا BOOGH نگوئید

 

عنوان کافیه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:51  توسط کچل خیکی  | 

مطالب قدیمی‌تر