دورم از تو، اما با تو، لحظهها رو زنده هستم
باز از تو، پُرم از تو، واسه تو رؤیای خستهام
خوبِ دیروز، با تو هر روز، از تو با خدا می خونم
تو خیالِت، توی حالِت، باز توی کما میمونم
دورم از تو، اما با تو، لحظهها رو زنده هستم
باز از تو، پُرم از تو، واسه تو رویای خستهام
خوبِ دیروز، با تو هر روز، از تو با خدا می خونم
تو خیالِت، توی حالت، باز توی کما می مونم
تا وقتی کنارمی میدونم، تا وقتی بهارمی میتونم
دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمیتونم
تا وقتی کنارمی میدونم، تا وقتی بهارمی میتونم
دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمیتونم
دیگه نمیتونم دیگه نمیتونم
غربتِ لحظهء خسته، راهِ خنده هام رو بسته
کمرِ گیتار عشقم، زیرِ بارِ غم شکسته
شبِ یلدام ساکت و سرد، حسرتِ شب خالی از درد
تا که دق نکرده رؤیا، تو رو جونِ لحظه برگرد
غربت لحظهء خسته، راهِ خنده هام رو بسته
کمرِ گیتار عشقم، زیرِ بارِ غم شکسته
شبِ یلدام ساکت و سرد، حسرتِ شب خالی از درد
تا که دق نکرده رؤیا، تو رو جون لحظه برگرد
برگرد برگرد
تا وقتی کنارمی میدونم، تا وقتی بهارمی میتونم
دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمیتونم
تا وقتی کنارمی میدونم، تا وقتی بهارمی میتونم
دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمیتونم
دیگه نمیتونم دیگه نمیتونم
تا وقتی کنارمی میدونم، تا وقتی بهارمی میتونم
دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمیتونم
تا وقتی کنارمی میدونم، تا وقتی بهارمی میتونم
دیگه طاقت دوریت رو ندارم، دیگه نمیتونم
دیگه نمیتونم دیگه نمیتونم